عبدالله مستوفى
351
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
گرفته استدلال زياد در سر اين دو عقيده كرديم و بالاخره بعد از اداى كلمهء « ول » كه بمنزلهء اعلام كافى بودن مذاكرات بود عقيدهء من پيش افتاد . در اين باب دستورهائى براى كليهء پيشكاران ماليه نوشته و فرستاديم . تقريبا دو ثلث خالصهداران از اين تصميم عادلانه راضى بودند و اشتلمچىها هم بالاخره زيربار ميرفتند ولى قضايائى كه بعدها اتفاق افتاد ، رنگ و روى ديگرى بكارها داد . پرداخت وظايف ميدانيم كه يكى از قلمهاى درشت مصارف دولت ، حقوق خرج آمدهء دستور العملهاى ولايات و مركز بود كه به دو سه ميليون تومان سر زده و زيادتر از يكربع عايدات دولت را فراميگرفت . بازهم ميدانيم كه مجلس اول براهنمائى آقاى وثوق الدوله اصلاحاتى در آن به عمل آورده و مقدارى از آنها لغو شده و مجلس به باقى آن رأى داده بود و در سالهاى بعد هم بودجهاى بتصويب مجلس نرسيده و رأى سابق مجلس ملغى نشده بود ، سهل است ، مجلس دوم قانونى هم براى متوفيات آن وضع و زن عقدى را بمنزلهء يك دختر فرض كرده و بتقسيم اين حقوق بين ورثهء متوفى از قرار لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ « 1 » رأى داده و بنابراين ، اين حقوق بدون بودجهء هر ساله هم قابل پرداخت شده بود . وزارت ماليه در دو سال گذشتهء تجديد آزادى ، براى بدست آوردن متوفيات ارباب حقوق ، هر سال تعرفهايكه در آن اسم و اسم پدر و عدهء اولاد و ساير مشخصات صاحب حقوق مندرج بود چاپ كرده ، مجانا به اشخاص ميداد كه آنها آن را پر كرده تسليم نمايند و دفترى كه مأمور دريافت اين تعرفهها بود ، مكلف بود در هويت صاحب حقوق هم تحقيقات كرده ، بعد از اطمينان از هويت اشخاص ، تعرفهء آنها را تصديق كند . صاحب حقوق اين تعرفهء مصدق را بيكى از ادارات سبعهء استيفائى كه اين حقوق در يكى از ولايات قلمرو آن اداره بخرج آمده بود ، ميبرد و قبض حقوق خود را با تصديق مستوفى مربوط ميگرفت و بولايات ميفرستاد . ولى وصول اين حقوق كار آسانى نبود ، پيشكاران و امناى ماليه كه ميدانستند حسابى در كار نيست ، تا واسطهء ذينفوذى در كار نبود ، از اين بابت چيزى به كسى نميپرداختند . بازهم موضوع تعرفه و قبض خريدن رواج داشت و اين كار هم يكى از چشمههاى كسب پارهاى از صرافان شده بود . در صورتى كه مستوفيها با سررشتهداران خود بهتر از هركس ارباب حقوق قلمرو خويش را شناخته و از متوفيات آنها مسبوق بودند و بدون اين زحمات ممكن بود در اين كار هم يك نظمى و تفتيشى برقرار شود ولى آقايان متجددين بواسطهء سوء ظن وقت خود را به اين صرفهجوئيهاى بىمصرف مىگذراندند . در ضمن اين تعرفه دادن و تعرفه گرفتن و تحقيق در هويت اشخاص كه هيچوقت فائدهاى هم از آن حاصل نكرده و نتوانسته بودند حيفوميلى در اين كار پيدا كنند قشقرق و هياهوئى در دفتر محاسبات كل راه ميافتاد كه بدتر از دكانهاى نانوائى سنوات اخير بود . پرداخت اين حقوق ، در ولايات با پيشكاران ماليه و وجه آن از ماليات مستقيم و بنابراين سروكار آن هم باز با ادارهء ماليات مستقيم بود . من كه ميخواستم كارها را بموقع خود
--> ( 1 ) - سورهء النساء آيهء 11